نميدانم ، تو مي داني ؟
كه انسان بودن و ماندن چه دشوار است !
چه رنجي مي برد آنكس كه
انسان است و از احساس سرشار است .....
ميشا


****************************
دل و دشنه
آخ كه چه ساده خواستمت ؛ روي چشام مي ذاشتمت
دشنه شدي به جونه من ؛ گفتي نمي شناسمت
آخ چه بهونه گير شدي ؛ من كه نمي شه باورم
گفتي هوايه عشق تو ؛ ديگه پريده از سرم
به آبروي دل قسم ؛ تن به قضا داده منم
ببخش كه با حقارتم ؛ حوصلتو سر مي برم
ببخش كه ساده ميشكنم ؛ تو دستاي نازك باد
آخه هميشه باختنو ؛ جز تو كسي يادم ...


نویسنده : میشا - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸۱   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam