مادربزرگ می گفت:

(( در عمق صندوق بی قفل خود

نشان و نقشه ديار دوری را نهان کرده است

که در آنجا

بادی از بيشه بوسه ها نمی گذرد

نسيم هميشه دلنواز است ))

می گفت:

(( وقتی در آن ديار نام گل و عشق و دوستی را فرياد می زنی

کوه ها صدای غربت و سکوت و دلتنگی را بر نمی گردانند

آنجا

سقف سبز سپيدارها بلند

و حنجره مرغ عشق ها پر از صدای محبت و صبح و ستاره است.))

بعد از او

گاهی هوس می کردم نشانی آن ديار آشناييهای شيشه ای را بيابم اما

می ترسيدم حکايت آن جزيره رويا

تنها خيالی خام در دايره بی مدار دريا باشد

حال امروز بدور از همه دل پريشانی ها و بدون اجازه غرور

سر صندوق مادربزرگ رفتم به دنبال نشانی آن سرزمين آشنا

خاطره های گذشته را زيرو رو کردم

و يافتم نشانی و نقشه اش را

اکنون تو را با تمام ذرات وجودم صدا ميزنم

تا شروع پانهادن در اين راه را با هم زير نسيم آرزوها جشن بگيريم

روز عشاق مبارک  ۷*

مثل پارسال باز هم براتون آرزو می کنم که هميشه يکی باشه که دوسش داشته باشين

ميشا



نویسنده : میشا - ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸۳   |    نظرات []   |    لینک ثابت

Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam