باز باران

ميتوان در قاب خيس پنجره

چک چک آواز باران را شنيد

ميتوان دلتنگی يک ابر را

در بلور قطره ها بر شيشه ديد

ميتوان لبريز شد از قطره ها

مهربان و بی ريا و ساده بود

ميتوان با واژه های ساده تر

مثل ابری شعر باران را سرود

ميتوان در زير باران گام زد

لحظه های تازه ای آغاز کرد

پاک شد در چشمه های آسمان

زير باران تا خدا پرواز کرد...

ميشا07.gif

/ 4 نظر / 8 بازدید
عليرضا

عالی نوشتی احساس مي كني، طراوت لطيف قدمهاي باران ، آغازي نو ، بر سبزي دنيا مي آفريند ؟!

محمد مهدی

دوست عزيز و مهربونم .سلام... دوست دارم در سالروز تولدم ميزبان حضور پر مهر وصميمی شما باشم. لذا ضمن دعوت از شما دوست عزيز. پيشاپيش قدوم باصفاتان رايا زيباترين گلهای محبت گلباران می کنم.. ارادتمند شما : محمد مهدی ****

arash

سلام عالی بود ممنون ا ز عضويت در سايت من

محمدمهدی

سلام خاله عزیز و مهربونم. . از اينكه محبت كردي و در جشن تولدم شركت و با يادداشت زيباتون منو شرمنده محبتهاي خودتو كرديد از صميم قلب تشكر مي كنم. اميدوارم باز هم شما را در وبلاگ بابام ببينم. هميشه و همواره دلتون شاد . لبتون خندون و تنتون سالم باشه . ««« دوستدار شما : محمد مهدي»»»