هر شب در روياهايم تو را مي بينم ؛ احساست مي كنم
اينگونه است كه تو را مي شناسم ؛ اينگونه باش ......
(عليرغم پيچ و خمهاي دور و فاصله كهكشانهايي كه بين ماست )بيا و خودت را به تماشا بگذار . اينگونه باش !
نزديك ، دور ، هر كجا كه باشي ايمانم را از دست نخواهم داد
اگر چه شبها بسيار سختند ، ادامه خواهم داد «كه» يكبار ديگر تو در را مي گشايي و اينجا هستي ؛ اينجا!؟
........ در قلب من ! و قلب من ادامه خواهم داد ....
عشق تنها يكبار براي هر كس مي آيد و براي تمام عمرش مي آيد و نخواهد رفت تا « ما » برويم ؛ عشق همان بود كه با تو ورزيدم حقيقتا همان يكبار ، و از آن پس بر آن آويختم ، و تا هميشه ، همه زندگيم با آن ......( تايتانيك)
«ميشا»

/ 0 نظر / 7 بازدید