نميدونم چرا ؟!

بر گونه ام غلطيد و با ريتم آهنين فاصله ها

دور شد ...

در آخرين پيچ نگاهی به هاله دنباله دارش کرد

که در ايستگاه مانده و

                          ريل ها تر بودند ..

چراغ سکو سرخ شد !

/ 2 نظر / 7 بازدید
saeid

سلام ... اولين ورود خودم رو به وبلاگ شما با نفر اول شدن آغاز کردم..... مطالب کوتاه و قشنگی مينويسيد... اميدوارم موفق باشين... اگه دوست داشتی به من هم سر بزن... بای

مرتضی

مطلب کوتاه و نغزی نوشتی .... انشاالله که پیروز و موفق باشید.... اگه دوست داشتی به منم سری بزن خوشحال میشم.....