تورا من چشم در راهم


تو را من چشم در راهم شباهنگام ،
كه مي گيرند در شاخ تلاجن
سايه ها رنگ سياهي
وزان دل خستگان راست اندوهي فراهم ؛
تو را من چشم در راهم ....
شباهنگام ، در آن دم ، كه بر جا ،
دره ها چون مرده ماران خفتگانند ؛
در آن نوبت ، كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام ،
گرم ياد آوري يا نه ؛ من از يادت نمي كاهم ،
تو را من چشم در راهم !!!!!!!!!

/ 1 نظر / 5 بازدید
peymanberenji

سلام...چشم در راه بودن ،لذت دارد،،،نه؟