زندگی

به نام خدا
زندگي, اي تكرار نفرين شده ذهن من, ديگر مي خواهم تو را به شيوه دل ببينم. و تو اي دل, دل فراموش شده, مي خواهم از تو دلجويي كنم! آخر هر چه در زندگي آموختم برپاي چوبين استدلال استوار بود و بس. و جايي كه حسابگر بايد بود تا زنده ماند چه جاي شور و شوق مي ماند!
مي خواهم كلمات را با فونت عشق در قلبم حروف چيني كنم, و آن را به همه نشان دهم. و تو اي ذهن كه دايره مرا گرد خودم هر روز تنگ تر مي كني و هي منم منم را در سرم تكرار مي كني, ديگر نمي گذارم بي افسار هر كجا خواستي مرا با خود ببري. حالا وقت آن است كه در خدمت دلم باشي.  يادت باشد به حريم دلم كه پا مي گذاري كفشهاي چوبي زمختت را درآوري كه پرنيان كفپوش قلبم آنها را برنمي تابد. اصلا پابرهنه به حريم دل بيا و در درياي شور شنا كن و به هستي عشق بورز. اي ذهن هر چه كلمه در تور ريخته ام را مي خواهم با قلبم حروف چيني كنم تا شعله رقصان عشق و سرمستي از كلماتم سربركشد و رنگ جملاتم رنگ بي تعلقي به خود بگيرد. مي بيني هنوز در درگاه ايستاده اي و بوي خوش باغ عشق را حس مي كني. هنوز تو نيامده خنكاي نسيم رودخانه شور زندگي صورتت را نوازش مي كند واي به وقتي كه وارد آن شوي.
و تو اي دل چه كارها كه با تو ندارم. مركب خوب من, بي نقاب و بي غبار مرا تا خدا برسان...

ميشا10.gif

/ 6 نظر / 4 بازدید
AM1R

دل...شور...شوق......عقل...دليل...استدلال....... کدومش ...خدای کدوم؟؟؟؟؟!

dorsa

دل ديوونه ای دل ای بی نشونه ای دل ندونستی زمونه نامهربونه ای دل .....

بانوی فروردین

ای دل به کمال عشق آراستمت وز هرچه به غير عشق پيراستمت يک عمر اگر چه سوختم و کاستمت اکنون چنان شدی که می خواستمت.

Marjan

ميشا جون خيلی دوست دارم. weblog ميشا خيلی قشنگه...

a glass of wine

نوشتت را خواندم ... در مقابل سکوت ميکنم و نظاره ميمانم .... بيا يه ليوان مهمون من باش ...

دوست

قلب ميشا بهتر است فرار کنی چون میشا خیلی خطرناک شده.(just for fun ) همه نوشته های شما زيبا بود. بعدا میگم چرا.