خلوت من

در تمام لحظه هایم هیچ کس
خلوت تنهاییم را حس نکرد
آسمان غم گرفته هیچ گاه
برکه طوفانیم را حس نکرد
آنکه سامان غزلهایم از اوست
بی سرو سامانیم را حس نکرد
ميشا
/ 9 نظر / 8 بازدید
l[dn

ميشا جون عالی بود دست مريزاد قربانت مجيد

دکتر نوری

آفرین . جالب بود.

حذيفه

منم گرفته بکف نقدجان، تويی نقاد * منم اسير صروف زمان، تويی صراف*شها بمصرحقيقت، تو يوسف حسنی * من و بضاعت مزجاه و اينکلافهء لاف... محيط بحر مکارم زشعبه ء هاشم* مدار فخر اکارم زآل عبد مناف*بسوی روی تو چشم اميد دشمن و دوست* بگرد کوی تو اهل وفاق و اهل خلاف.... اگر حضور يوسف ابن يعقوب در مجلس زنان و زليخائيان باعث شد كه دست از ترنج نشناسند،اما حضور يوسف فاطمه(س) در كوچه و بازارها مردان را مبهوت زيبايی خود ميكرد و ازدحام جمعيت راهها را می بست. دوست عزيز ! طاعاتتان قبول و عيد شما مبارك.

arAsh از برو بچه هاي پاپيونز

خو ب من تاحالا تو عمرم شعری رو تا آخر نخوندم ولی ای ماله تو چون کوچولو بود تموم شد حرفه دل را ساده زدن سخت است

dorsa

خيلی زيبا بود لذت بردم زياد

adam-barfy

سلام...سخته ،خيلی سخته که کسی اون خلون تنهايی را حس کند ...سخته...می فهمم چه ميگی....عزيز

roya

ميشا جان واقعا زيبا بود مرسی